سحر جووون!

سمیرا جووون!

فاطی جووون!

صاحبه جووون!

اسامی که امشب حنا بر زبان جاری میکرد و هی تند تند مثل آنشرلی اتفاقات مدرسه رو به من و مامانش میگفت!

عرض کردم : دوستات هستند این جوون ها؟

گفت: نه بابا معلم هامون!

من و همسرم شاخ در آوردیم رسما... 

قیافه ی من: 

قیافه ی همسرم: 

گفتم اینجوری صداشون میرنید؟ گفت : آره! چقدر بچه های الان راحت شدن با دبیرهاشون... زمان ما جز آقا و خانم میگفتیم کونمون پاره پوره میکردن! 

یواشکی به شما میگم : واقعا به این نسل حسودیم میشه! این و از اعماق وجودم گفتمااا... میفهمی؟