همکار تاکید داره بخاطر استرس این روزها اشتهاش رفته و نمیتونه غذا بخوره... میگه: گشنمه ها ولی نمیتونم چیزی بخورم!

دقیقا روبروم‌ نشسته الان  ؛ مثل گاو  همه چی رو داره می بلعه! لقمه هاشم اندازه ی چیزِ خره! 

شمردم لقمه هاش رو... این سیزدهمین لقمه ایی که خورده ؛ بعد میگه: اشتها ندارم!

منتظرم فقط یک بار دیگه بگه اشتها ندارم تا به هفت روش سامورایی بِرینم بهش!🧘