به بهانه ی اول مهر!
31 شهریور · · خواندن 1 دقیقه میدونم در بلاگیگس دانش آنش آموز داریم! پس نوشتن این پُست خالی از لطف نیست...
لذا دانش آموزان گرامی دهنتون سرویس ۹ ماه باید ۷ صبح بیدار باش بخورید و برید سراغ علم بیهوده و ساییده شدن!😃
اما خاطره روز اول مدرسه واتوره در سال تحصیلی ۷۷؛۷۶
من کلا بچه ی آروم و عاقلی بودم و در عین حال به شدت لوس و تُخس بچه پرووو😁
واقعا باورش سخته مگه نه؟ یه کلاس اولی بره بالای صف و روبرویِ اون همه دانش آموز آواز بخونه...
هنوز قیافه ی متحیر و چشمای پر از سوال معلمین و مدیر و ناظم مدرسه جلو چشمامه ... سوال همه همین بود؟ چطور ممکنه یه بچه ی ۷ ساله اینقدر خدای اعتماد به سقف باشه و بیاد در روز اول مدرسه آواز بخونه!

و اینگونه بود واتوره از همان بدو ورود به عرصه ی کسب ِ علم زد به جاده خاکی و همواره شدم سرود خونِ مدرسه و منطقه و در حال پیچ دادن کلاس و...!

واتوره مورد علاقه ی تمامی معلمین پرورشی و بخاطر تنبلی مورد غضب همه ی معلمین خود!
پ.ن: تو هم یه خاطره از اول مهرت و بازگشایی مدارس بگو؟؟؟
و اینم آهنگِ استرس زای ماه مهر که دم به دیقه از tv پخش میشد و رسما دچار افسردگی مزمن میشدیم!