بزرگسالی!
12 شهریور · · بزرگسالی داستانِ مزخرفیه دوستان... ولی اشکال نداره؛ غم و غصه و این داستان ها رو بیخیال! این قلب واسه شما...

پ.ن: صبح تا حالا چی خوردی واتوره!؟؟؟
هچ... فقط یه قاچ هندونه خوشمزه و خوش رنگ!

+خستم! حتی حال غذا خوردنم ندارم...
پ.ن: در زندگی دیگری آرزو میکنم که خوشحال تر از این باشم. بدون بیش از حد فکر کردن، بدون درد خاموش، بدون اشک های پنهان. اما الان من فقط دارم یاد میگیرم چطور در این زندگی زنده بمانم :))