وای خستم... داغونم... پراسترسم...سردرد دارم... اینقدر این روزها با تلفن و حضوری فَک میزنم ؛ چونم درد گرفته‌ و از مدار اصلی خارج شده...

آخه ته تغاری خونه نباید لیدر باشه ! من باید یه گوشه بنشینم دوغم و بنوشم و همه بادم بزنن ولی بالعکس شده وارد بازی بزرگ و کثیفی شدم... انتظار نداشتم همه چی اینقدر غیر معمول باشه ولی خب شده دیگه باید ادامه داد تا رسیدن به هدف مورد نظر!

خوابم میاد کل روزم شده همراهی داداشم... از صبح رفتم تازه رسیدم خونه و الان با یک وضع منشوری رو تختم خوابیدم... قبلا  جمله ی کلیشه ایی میگفتند : هیچ کجا خونه ی آدم نمیشه... الان باید عرض کنم هیچ کجا تخت خودِ آدم نمیشه...

دعا کنید سه شنبه ۲۰ مرداد بزنیم تو دهن استکبار جهانی و داخلی تا پیروز بشیم!

تو این روزهای پر از تنش و پر از برنامه های کاری و ملاقات های لابی طوری ؛  آلارم بیدار باش پی در پی زنگ میخوره و اینجوری کلافه از خواب برمی خیزم!