جنگ!
22 اردیبهشت · · خواندن 1 دقیقه تو ایام جنگ ِ اخیر... که بزن بزن به اوجش رسیده بود من یه بزن بزن دیگه ایی رو شخصا خودم تجربه کردم!
تو جاده داشتم میرفتم، دیدم یه تارا پلاک کرج از ماشینش پیاده شد رفت سمت شاگرد و شروع کرد زنش رو زدن...
میزدهااااا... چشم بسته مشت و سیلی بود که روانه ی صورت و دماغ همسرش میکرد و فحش میداد!
حقیقتا دلم سوخت... اصلا نمیتونم ببینم زن داره کتک میخوره... هر چقدر زن پروووو باشه ولی به هر حال از مرد ضعیف تره و نمیتونه خوب دفاع کنه!
لذا ماشین ها وقتی این صحنه رو دیدن همه زدن بغل که دعوا رو خاتمه بدن... منم رفتم سَوا کنم که یهو فحش خوار مادر داد و منم عصبی شدم؛ دو تا چک و لگد منم به سمتش پرتاب کردم... حالا نخور کی بخور... دوستان دیگه هم زدنش خلاصه تو اون شلوغی یه نگاه به خانمش کردم دیدم لبخند میزنه و یه لایک هم بهم نشون داد و یه آخیش در دل و میگفت: بزن که خوب میزنی😁
انگاری دلش خنک شد که انتقامش و گرفتیم... مَرده هم با انگشت اشاره هی تهدیدم میکرد که شکایت میکنم ازت دیه میگیرم ؛ منم تا چند روز هی استرس ابلاغیه دادگاه داشتم که البته نیومد و ختم بخیر شد ماجرا...
امروزم هم چنین صحنه ی مشابهی دیدم ولی جلو نرفتم... چون خودم و میشناسم اگر میرفتم باز به زد و خورد میکشید و پرداخت یک دیه به گردنم می افتاد متاسفانه!
.gif)