واتوره

توضیح خاصی ندارم!😊 فقط اکتفا میکنم به این تک بیت... بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود... پسته ی بی مغز چون لب وا کند رسوا شود!

کولی!

کافه رفیقم نشسته بودم... یه فالگیر کولی اومد یه گوشه نشست و مشغول چایی خوردن شد بدون قند و شیرینی و... تلخ ِ تلخ میل می کرد...

حقیر طبق معمول سیگار میکشیدم و رفیقمم چرت و پرت میگفت و منم از صحبت های او در حال خنده ی که چه عرض کنم ؛ داشتم از قهقه ی شدید ریسه میرفتم   که یهوووو خانم  کولی به رفیقم گفت: خنده هاشو نبین این از درون پوکیده و داغانه! گفت: سینش پر ِغمه و  چشاش پر اشک! 

پ.ن: کولی راست میگفت!

نکته: عکس بالا اشک در فضا هستش... با اوصافی که خانم کووولی گفت؛ من اگر بگریم در فضا... کره ی ماه میره زیر آب😉

پ.ن۲: از بس مغرورم دستم و به کوولی ندادم تا فالم و بگیره... بنده خدا مجانیم حاضر بودا ولی بنده پا ندادم🙃 الان تو این جمله باید چی بگم پا ندادم؟ یا دست ندادم؟ خلاصه یاریش نکردم😄 این بهتره گویا ... بقول امروزی ها با کلاس تره😉

22
درباره

میشناسی دیگه!

همون واتوره بلاگفا هستم!

 

آمار بازدید
  • بازدیدکنندگان آنلاین 1
  • بازدید امروز 95
  • بازدید گوگل امروز 1
  • بازدیدکنندگان امروز 33
  • بازدیدکنندگان دیروز 91
  • بازدیدکنندگان هفتگی 401
  • بازدیدکنندگان ماهانه 1,228
قدرت گرفته از بلاگیکس ©