تو دنیایی که سرشار از کثیفی و نامردیه و همه به فکر خودشونن و خودخواهی رو به حد اعلا رسوندن من این شانس و دارم که دو تا رفیق عالی دارم

۱_ رفیق کافه چی( تامین  غذای جسم واتوره) 

۲_رفیق کتاب چی(تامین غذای روح) 

از کافه چی زیاد گفتم ولی هرگز از کتاب چی نگفتم! باید عرض کنم این رفیق علاوه بر فرهیخته بودن مَشتی و با مرام و معرفتم هستش!

یه روزی تو مکالمه م با رفیق کتاب چی گفتم: مدتهاست آرزوی خواندن کتاب سینوهه رو دارم ولی وقت نمیشه... لذا ایشان در یه حرکت محیر العقول من و دچار شگفتانه کرد و در حال خواندن کتاب سینوهه هست اونم با دقت کافی و وافی... نکات مهمش رو برام نُت برداری کرد و میفرسته و گوشه ایی از کتاب هم برام تعریف میکنه! این حرکتش حسابی کیفم و کوک کرد!

+آرزو میکنم در این روزگار سرشار از سیاهی و تباهی خدا چنین رفیقی نصیبتون کنه... آمین یا رب العالمین!