ناهار در جوار رفیق کافه چی هستم!

جاتون خالی فسنجون خوردیم...

اَدای یکی از رفیق های مشترکم و درآوردم از بس خندید یه لحظه داشت خفه میشد...به زور حالش آوردمااا🥴

این مسخره بازی و ادا در آوردن رو از مادربزرگ خدا بیامرزم به ما ارث رسیده!(میدونم کار بدیه ولی خب خانوادگی مبتلا به هستیم) 

اما مادربزرگم * استاد این کار بود وقتی میرفتیم خونه ش همه دورش جمع میشدیم... چون خیلی خوش صحبت بود شروع میکرد خاطره تعریف کردن و ادا درآوردن... ما هم از خنده غش میکردیم و ریسه میرفتیم!

* مادربزرگ : در سن ۸۶ سالگی بر اثر ذات الریه دار فانی رو وداع گفت... یک پیرزن خیلی خیلی خوشگل... قد بلند؛ چشم آبی... انگار نه انگار ۱۰ تا بچه زاییده بود اندامش فوق العاده عالی و وزشکاری و باربی طور دلت نخواد😁 القصه: یهو دلتنگش شدم شادی روحش صلوات...