امروز ساعت ۱۲ظهر  برای جلسه ی کاری  به پیشنهاد من به همراه ۳ نفر به کافه رفتیم... 

لحظه ی ورود به آسانسور برق رفت ... ۲۵ دقیقه ایی تو آسانسور با ابعاد خیلی کوچیک گیر کردیم... شر شر عرق میریختیم تمام لباسمون خیس شده بود! جوری که قطرات عرق مثل بارون چکه چکه میریخت کف آسانسور!

۵ دقیقه ی آخر و دچار گرمازدگی و تنگی نفس و اُفت فشار شدم و غش کردم! خیلی بد بود خیلی!

دیگه نفهمیدم چی شد تا روم آب ریختند به هوش آمدم!

بعله آدمی دیگه آه و دمی؛ داشتید بی واتوره می شدید!

هنوز انرژیم برنگشته ... حالم جا نیومده!