در یخچال باز کردم یه ظرف پر شاتوت تو یخچال بود...

خیلی هوسناک بود قیافش وسوسم کرد؛  خوردم و خوردم و خوردم... میدونستم این شاتوت  حق من و سهم من نبود ولی جلوی شهوتم نتونستم بگیرم... خیلی پرخوری کردم...جوری که یه کوچولو شکمم درد گرفته؛ مَخلص کلام تا خرتناق خوردم و تمام شد!

 الان حسِ دوره ی نوجوانی رو دارم ؛  همون حس کوفتی پشیمانی و غلط کردم که  بعد از خود اِرضایی به سراغمون می اومد... لامصب اون حس گناه یه جوری اذییت میکرد انگاری به جنگ خدا رفتی و همین امر بدجوری آدم رو آچمز میکردش... الان حالم همون حاله بده!

🔹️ آقا اصلا گوه خوردم... حالا از کجا شاتوت آبدار و باکیفیت پیدا کنم و بگذارم تو یخچال تا همسرم نفهمه!