جواب بی ادبان خاموشی نیست!
17 خرداد · · خواندن 1 دقیقه دیشب مهمونی بودیم!
گویا ماشین یکی از بستگان و چند شب قبل دزد برده بود!
من هم تو مهمونی در مورد این موضوع با مال باخته صحبت میکردم و دلداریش میدادم و میگفتم ان شالله پیدا میشه و غم و غصه نخور؛ خلاصه از این حرفهایی که تو اینجور موقع ها میزنن رو داشتم میگفتم که یهوو یه نفهمی پرید وسط ِحرفم گفت:
"واتوره ولش کن حقشه از بس طرفداری ج.ا رو کرد و شبها رفت اجتماعات خدا زد پس کلش... بعدشم گفت الهی هیچ وقت پیدا نشه و تا دهن این ارزشی ها حسابی آسفالت بشود"
حقیقتا هنگ کردم بخاطر این حجم از بیشرفی و حماقت و عوضی بودن... آدم چقدر میتونه پست باشه که سر هر چیزی به عقاید و سلایق هم توهین کنه!
شما که میدونید واتوره اینجور موقع ها سکوت نمیکنه...
دیدم فامیل مذهبی سکوت کرده و جواب فامیل غیرمذهبی رو نداده... من شروع کردم حرف زدن...
گفتم: والا کاری که تو با این بنده خدا کردی از دزده بدتر بودش؛ اون دزدید و رفت ولی تو با زخم زبون و نیش و کنایه به یه فرد مالباخته و زیان دیده و مورد ظلم واقع شده ؛ داری حالش و بدتر میکنی...
گفت: واتوره جان تو هم روز برا امام حسین سینه میزنی و شب برا یزید...
دیگه دیدم پرووو شده منم بی ادب شدم.... لذا گفتم آن شعری رو که برازنده ش بود...
شب بود و نفهمیدی
در پشت تو بنشستم
تا صبح تو را کردم
هر لحظه دعا بسیار
گفتم که برو آنور
برگرد و بکش پایین
از پنجره آن پرده
کین نور دهد آزار
آن شب شب خوبی بود
هی کردم و هی دادی
من گریه برای تو
تو عشق به این دلدار
القصه: طرف به فاک عظما رفت و تا آخر میهمانی به کنج دیواری که تارعنکبوت زده بودش خیره خیره فقط نگاه میکرد!
