لامصب دهنم و آب انداخت!
5 خرداد · · خواندن 1 دقیقه امروز که تو بازار مثل یک جنتلمن واقعی قدم میزدم یهویی از خود بی خود شدم و به شدت تحت تاثیر گیلاس قرار گرفتم...
(اینجاست که قدیمی ها میگفتند: خدایا آنی و کمتر از آنی ما رو به خودمون وا مگذار)
با اینکه میدونستم گیلاس الان نوبرانه هست و گرونه لذا نتونستم خودم کنترل کنم و رفتم سمتش...
حقیقتا شد آن چیزی که نباید میشد...
گیلاس کیلویی یک میلیون و دویست بود... خر شدم و خریدم... قبلا نوبرونه میدیدم میگفتم نمیتونم شهوتم و کنترل کنم پس به سمتش یورش میبرم و تجاوز میکنم به نوبر جانِ مدنظر!
الان هر چقدر حساب کتاب کردم در این مورد بخصوصِ امروز متجاوز من نبودم! بلکه من قربانی بودم و گیلاس متجاوز!
.gif)