ظهر که از سر کار برمیگشتم... رفتم میوه فروشی برای خرید کاهو فرانسه... متصدی یک خانم بودش... کاهو رو به من داد و بعد  به  یه مشتری  دیگه که یک پسر جوانی بود گفت: یه دونه دیگه کاهو فرانسوی مونده بدم بهت؟

پسر جوان گفت: نه نمیخوام!

متصدی خانم گفت: باید بخوای من بهت میدم و شروع کرد خندیدن!

پسر جوان گفت نه دوست ندارم نمیخوام(با خنده)

و مجدد خانم تکرار  کرد و گفت من بهت میدم (با خنده ی بیشتر)

پسرک جوان با قهقه نه "نه" نه" نه نمیخوام...

و باز خانمه... من میدم بهت!

آخرش پسر  چی چی گفت و نمیدونم‌...

چون من متعجب و متحیر کم کم از مغازه خارج شدم و رفتم سمت ماشین و  همون موقع یه پیک موتوری عجول و بی توجه با سرعت کم فرمون موتورش خورد به بازوی من و اینم شد نتیجش.. حالا سیاه و کبود در خدمت شما هستم و از طرفیم خیلی کتف و بازوم درد میکنه ...

پ.ن: سوالی دارم به نظرتون من ذهنم منحرفه یا مکالمه این خانم و آقا پسر طبیعی بودش؟