امروز که تو بازار  مثل یک جنتلمن واقعی قدم میزدم یهویی از خود بی خود شدم و  به شدت  تحت تاثیر گیلاس قرار گرفتم...

(اینجاست که قدیمی ها میگفتند: خدایا آنی و کمتر از آنی ما رو به خودمون وا مگذار)

با اینکه میدونستم گیلاس الان نوبرانه هست و گرونه لذا نتونستم خودم کنترل کنم و رفتم سمتش...

حقیقتا شد آن چیزی که نباید میشد...

گیلاس کیلویی یک میلیون و دویست بود... خر شدم و خریدم... قبلا نوبرونه میدیدم میگفتم نمیتونم شهوتم و کنترل کنم پس به سمتش  یورش میبرم و تجاوز میکنم به نوبر جانِ مدنظر!

الان هر چقدر حساب کتاب کردم در این مورد بخصوصِ امروز متجاوز من نبودم! بلکه من قربانی بودم و گیلاس متجاوز!