با سرعت ۱۳۰ تا ۱۴۰  رانندگی میکردم که یهویی متوجه پلیس شدم که کفگیرش بالا و پایین میرفت و میگفت بزن کنار... 

خیلی ریلکس پیاده شدم و آماده ی جریمه شدن بودم... مدارک در دست رفتم سمت آقا پلیسه ی خوش تیپ!

عینک دودیش رو برداشت گفت همکاری؟

یه چند صدم ثانیه ایی سکوت کردم گفتم اگر بگم هستم حتما کارت شناسایی میخواد ، اگر نگم حتما جریمه میشم... خلاصه ترجیح دادم دل و به دریا بزنم دروغ بگم: گفتم اره همکاریم!

 گفت: ناجا؟ گفتم بله! گفت کدوم شهر؟ اسم شهر خودمون و بردم... گفت فلانی رو میشناسی! باز به دروغ گفتم اره... پلیس ول کن نبود... گفت هم دوره ایی من بود شماره ش و داری... اگر میگفتم شماره ش و ندارم حتما لو میرفتم...  باز دروغ گفتم بله دارم... 

گفت: شماره ش رو بده کارش دارم و دلتنگشم و...

 همونجا باز زرنگ بازیم گل کرد شماره دوست دخترم که سال ۸۷ دوست بودیم و هنوزم شماره ش رو حفظم ولی شماره مسدوده و جواب نمیده رو بهش دادم!!

خلاصه با هزار جور شامورتی بازی  و دروغ از مهلکه گریختم و جریمه نشدم!