عادله!
29 خرداد · · خواندن 1 دقیقه اومدم بیمارستان... ریه ی برادرم آب افتاده... و همچنان بستری هستش... مجدد محتاج دعای شما خوبانیم!
+ اینجا اومدم با دختری بنام عادله رفیق شدم... بهم میگه خیلی خوش تیپی ها... کلی ازم تعریف و تمجید کرد گویا میخواد موخم و بزنه...
تازه دستمم گرفت...🤝 میخواست بوسمم کنه که نگذاشتم و خندید!
عادله چشمای قشنگی داره اصلا کراش لامصب! به نظرم موفق شد موخم و بزنه! منم که رو چشم حساس🙃
طاقت نیاوردم گفتم: عادله چشات خیلی قشنگه ها😊

اینجا دو تا تخت هست برای بیمارهای خانه ی سالمندان
یکیش زهره هست... یکی هم عادله دوست دختر من!
عادله ۹۰ سال سن داره و ۲۰ سال خانواده ش بهش سر نزدن و تنهای تنها تو خانه ی سالمندان روزش و شب میکنه...
۲۰ سال تنها بودن... خیلی مگه نه؟