برای حفظ وبلاگ نویسی!
27 خرداد · · خواندن 2 دقیقه ببینید بچه ها تو این کشور ما به اندازه ی کافی و وافی دچار چالش های مختلف؛ از قبیل مشکلات سیاسی و عقیدتی و اقتصادی و اجتماعی و محیط زیستی و زیر ساختی و عمرانی هستیم!
و بی شک همه ی این عوامل باعث چند دستگی شده که متاسفانه این اختلافات هم باعث دعواهای قبیله ایی و ریشه ایی می شود و روز به روز هم افزایش پیدا میکنه!
حالا تو این مملکت با این سطح از مشکلات متفاوت وظیفه ی ما چیست؟
در یک کلام خویشتن داری!
من کاری به فضای واقعی ندارم ؛ اما من و تویی که در فجازی فعالیت میکنیم و صاحب وبلاگ و اندیشه ی نویسندگی می باشیم باید قدرت حلاجی ِمسائل مختلف و مدیریت بحران را بلد باشیم!
حقیقتا همه ی این مواردی که عرض کردم باعث شده من خودم یکی از دوستان قشنگم که واقعا برام عزیز بوده و هست رو از دست بدم؛ فقط بخاطر هیچ و پوچ! دنبال مقصر نیستم ها... بحثم اینه حتی المقدور باید از فضای تنش زا در وبلاگ خودمون دوری بجوییم تا فضا برای همه و دوستانمون آرامش بخش بشود!
امروزم پستی از خانم فوریه دیدم که به شدت ناراحتم کرد؛ نمیدونم چرا یک سری ایشان را با کامنت های مسخره و بچه گانه تخریب و اذییت میکنند!
البته آن چیزی که حائز اهمیت اینه که انگاری دوستان یه کینه ایی از فوریه خانم دارند که میخوان اینجوری عقده گشایی کنند... حقیقتا همیشه ترسم این بود ایشان کم بیارن که متاسفانه با توجه به شواهد و قرائن بریدند و کم آوردند... البته خودشم افتاد تو چاه و کاش کامنت های منفی رو جواب نمیداد... کاش بحث نمیکرد، کاش کل کل نمیکرد و هزاران کاش های دیگر که گفتنش در این مقال نگنجد...
میدونید من اهل نوشتن پست های طولانی نیستم اما هر کاری کردم ورود نکنم نشد... لذا بر خود واجب دونستم عکس العمل نشون بدهم...
فی الحال دوستان و همسایه های گرامی تو رو به هر کی می پرستید در نوشتن پست و کامنت و حتی جواب کامنت دقت کنید تا دچار سندروم خداحافظی از وبلاگ نویسی نشویم!
اگر درمان نکنیم قطعا بیماری سندروم خداحافظی وبلاگی اپیدمی میشود و بعد خر بیار و باقالی بار کن...
چه میشود کرد ؟ هیچی! اگر مبارزه نکنیم با این پدیده شوم ؛ وبلاگ نویسی به تاریخ می پیونده و فراموش میشود...
.gif)
پ.ن: من درسم و دادم حالا نوبت شماس در کامنت ها!